حیوانات در ادبیات

چشمان سرخ-یغما گلرویی

پدرم ایدز داشت و مادرم سفلیس و من با سرطان زاده شدم تا نجات بدهم کودکانی را که از سرِ تراشیده‌ی خود بیشتر دلگیرندپدرم ایدز داشت و مادرم سفلیس و [...]

حیوانات در ادبیات|

این داستان رو … ناله ی خرگوش

  پسر: مامان من حالم بده من رو ببر دکتر مامان: چی شده ؟ پسر : امروز معلم زیست مون شکم یه خرگوش رو زنده زنده با قیچی پاره کرد. [...]

حیوانات در ادبیات|

اگر حیوانات مذهبی داشتند در آن انسان ، شیطان بود

انسان تنها جانوریست که جانوری دیگر را به عنوان حیوان خانگی نگاه می دارد و نیز تنها جانوری که حتی زمانی که گرسنه نیست به حیوانات دیگر یورش می برد [...]

حیوانات در ادبیات|

آنها اسیرند و رنج می کشند …

اگر افکار مرا نمی پسندید میتوانید بروید... تنها به یاد داشته باشید که حیوانات قادر به ترک زندان هایشان نیستند. آنها اسیرند و رنج میکشند. امشب هنگامی که روی تختخواب [...]

حیوانات در ادبیات|

سناریو : « پرسش و پاسخ های رایج پیرامون آزمایش روی حیوانات »

- [به هم اتاقی ام می سپرم سر راهش برام یه شامپو بخره؛ اما اون اشتباها یه شامپوی Head & Shoulders می گیره] - ای بابا چرا از این مارک [...]

حیوانات در ادبیات|